شهرداد روحانی - موسیقیدان کلاسیک با شخصیتی منحصر به فرد
شهرداد روحانی در 27 مه 1954 در تهران، ایران متولد شد. پدر او، رضا روحانی، موسیقیدانی برجسته بود و در نتیجه شهرداد و تمام برادرانش پا در جای پای پدر گذاشتند. در حقیقت مردم ایران به تمام اعضای خانوادهٔ روحانی به چشم گنجینه های موسیقی ملی می نگرند.
او مسیر حرکت برای موسیقیدان شدن را از سن پنج سالگی آغاز کرد، زمانی که تحت تعلیم پدر خویش نواختن ویولن را آموخت. هنگامی که وارد هنرستان موسیقی تهران شد، با آموزگاری سوئیسی به نام بازیل[1] و نیز معلمی ارمنی به نام حق نظریان که نواختن پیانو را به او آموزش می داد، درس خواند؛ آنها به مدت هفت سال با یک دیگر کار کردند.
روحانی می گوید: «من الفبای موسیقی را با آنها آموختم. معلم خوب بودن اهمیت زیادی دارد، چون شما شاگردان خود را به رشتۀ مورد نظر علاقه مند می سازید.» شهرداد نه تنها از تمام بزرگان موسیقی از جمله برخی موسیقیدان های ایرانی مانند انوشیروان روحانی (برادر بزرگترش) و نیز جواد معروفی بلکه از پدر و مادرش هم الهام می گرفت.
شهرداد روحانی پس از تحصیل در هنرستان موسیقی تهران، خانوادهٔ خود را که بسیاری از آنان هنوز در ایران هستند ترک نمود و به اتریش سفر کرد. او در اتریش در آکادمی و هنرستان های موسیقی وین حضور یافت. سپس در اوایل دههٔ 80، بورس تحصیلی برای مطالعۀ موسیقی در دانشگاه یو سی ال ای[2] را پذیرفت و به ایالات متحده سفر کرد.
گر چه روحانی به این مسئله فرصت های بی انتهایی در آمریکا داشته است اعتراف می کند و این که چنین فرصت هایی امکان رشد زیادِ حرفه ای را برای او ایجاد کرده است، اما او معتقد است که اگر انقلاب رخ نداده بود، با ماندن در ایران هم همان فرصت ها در اختیارش قرار می گرفت.
البته روحانی از امتیازات زندگی در یک جامعهٔ آزاد و برخورداری از آزادی بیان که به ویژه برای افرادی که در زمینهٔ هنر فعالیت دارند در دسترس است، قدردانی می کند. او همچنین به مزایای تشویق فعالیت های اقتصادی و به همان ترتیب نتیجه بخشی این فعالیت ها که در آمریکا بسیار آشکار است، اشاره می کند.
اما روحانی دیدگاهی متعادل از تأثیر دموکراسی بر موفقیتش دارد: «من هنرمند هستم و محیطی که در آن هستم تأثیر بسیار زیادی بر درک و اهداف من ندارد.
بزرگترین هنرمندان در تاریخ تحت دشوارترین شرایط به اوج بیان هنری دست یافته اند. از سوی دیگر با توجه به عدم وجود محدودیت ها در یک جامعۀ برخوردار از دموکراسی، امکان نامحدودی برای ارائهٔ ایده های فردی وجود دارد. آمریکا که سرزمین فرصت ها است، بدون شک به این امر کمک کرده است اما در سرزمین فرصت ها، ضروری است که فرد استعداد و کار و تلاش سخت را به کار گیرد. این جا سرزمین غذای مجانی نیست!»
گرچه روحانی به عنوان نوازندۀ ویولن و پیانو، آهنگساز، تنظیم کنندهٔ موسیقی و رهبر ارکستر و نیز در بخشهای مالی و اجرایی موسیقی خود مشغول به کار بوده است، خود را محدود به هر یک از اینها نمی داند.
او در 1987 نهادِ گردانندهٔ هنرها[3] را تأسیس کرد که به آهنگسازان گمنام و مشتاق بسیاری کمک کرده است. یک ارکستر سمفونی در لس آنجلس وجود دارد که روحانی رهبر و تنظیم کنندهٔ موسیقی آن است. روحانی طی اجرای هر کنسرت، قطعاتی از آهنگسازان معروف را به اجرا می گذارد اما همچنین قطعه ای از یکی از آهنگ سازان گمنام آمریکایی را نیز اجرا می کند تا به جهشی در مسیر حرفه ای آهنگساز مذکور کمک کرده باشد. یکی از شرکت های غیر دولتی فدرال به نام دیدار با آهنگساز[4] به روحانی در این تلاش یاری رسانده است.
زیادی بر درک و اهداف من ندارد. بزرگترین هنرمندان در تاریخ تحت دشوارترین شرایط به اوج بیان هنری دست یافته اند. از سوی دیگر با توجه به عدم وجود محدودیت ها در یک جامعۀ برخوردار از دموکراسی، امکان نامحدودی برای ارائهٔ ایده های فردی وجود دارد. آمریکا که سرزمین فرصت ها است، بدون شک به این امر کمک کرده است اما در سرزمین فرصت ها، ضروری است که فرد استعداد و کار و تلاش سخت را به کار گیرد. این جا سرزمین غذای مجانی نیست!»گرچه روحانی به عنوان نوازندۀ ویولن و پیانو، آهنگساز، تنظیم کنندهٔ موسیقی و رهبر ارکستر و نیز در بخشهای مالی و اجرایی موسیقی خود مشغول به کار بوده است، خود را محدود به هر یک از اینها نمی داند. او در 1987 نهادِ گردانندهٔ هنرها[3] را تأسیس کرد که به آهنگسازان گمنام و مشتاق بسیاری کمک کرده است. یک ارکستر سمفونی در لس آنجلس وجود دارد که روحانی رهبر و تنظیم کنندهٔ موسیقی آن است. روحانی طی اجرای هر کنسرت، قطعاتی از آهنگسازان معروف را به اجرا می گذارد اما همچنین قطعه ای از یکی از آهنگ سازان گمنام آمریکایی را نیز اجرا می کند تا به جهشی در مسیر حرفه ای آهنگساز مذکور کمک کرده باشد. یکی از شرکت های غیر دولتی فدرال به نام دیدار با آهنگساز[4] به روحانی در این تلاش یاری رسانده است.
شهرداد روحانی با کار و تلاش و از خود گذشتگی تبدیل به یک رهبر ارکستر و آهنگساز، با شهرتی جهانی شده است که به عنوان رهبر مهمان در ارکسترهای بلندآوازهٔ دنیا مانند ارکستر رویال فیلارمونیک لندن، ارکستر سمفونی مینه سوتا، ارکستر سمفونی کلورادو، ارکستر سمفونی سن دیه گو، ارکستر سمفونی مینیاپولیس، ارکستر سمفونی نیوجرسی، ارکستر فیلارمونیک زاگرب و ارکستر سمفونی جوانان آمریکایی و بسیاری دیگر ظاهر شده است.
او نه تنها از تحسین و احترام حضار در سراسر جهان بلکه از تحسین آهنگسازان هم عصر خویش نیز برخوردار است. هِنری مانچینی[5] آهنگساز مشهور دربارهٔ روحانی گفته است: «شهرداد یکی از با استعدادترین آهنگسازان جدید است.» او به خاطر مهارت های کلاسیک قدرتمند خود که با شیوه ای جدید، خلاق و زیبا از موسیقی و تنظیم برای ارکستر آمیخته است، مورد ستایش است. استاد مهتا[6] (دربارهٔ شهرت 3 تنور)[7] می گوید: «او یکی از باهوش ترین رهبران ارکستر، با مهارت های گوناگون در صحنهٔ آمریکای امروز است.»
شهرداد شهرت زیادی به دلیل تنظیم و رهبری کنسرت آکروپولیس[8] یانی[9] به دست آورد که در پارتنون[10] در آتن یونان به همراه ارکستر رویال فیلارمونیک لندن انجام شد. این کنسرت مورد ستایش منتقدان و تماشاگران قرار گرفت و نهایتا پربیننده ترین برنامهٔ تلویزیون دولتی ایالات متحده شد. کنسرت یانی در آکروپولیس همچنین تا به حال در مقام دوم پرفروش ترین نمایش موسیقی جای دارد. آقای روحانی به دنبال این موفقیت در 1998 توسط دولت تایلند و یک هیئت ویژه مأمور شد تا برای جشن های سیزدهمین دورۀ بازی های المپیک آسیایی آهنگی تصنیف و رهبری کند. کار او محبوب ترین آهنگ بازی های آسیایی شد. او مهم ترین جایزهٔ تایلند به نام پیکانس[11] را برای اجرای برجستهٔ ارکستری در سال 1999 دریافت کرد. او همچنین چندین لوح فشردۀ موسیقی کلاسیک با ارکستر سمفونی رادیوی اسلواکی را ضبط نمود، از جمله موسیقی بالهٔ چایکوفسکی که نقدهای قابل توجهی از بسیاری از منابع رسانه ای را به خود جلب کرد.
شهرداد روحانی، مانند بسیاری از افراد پیش از خود، باید با دشواری های مهاجر بودن در این کشور روبرو می شد. او معتقد است که علاوه بر موضوع های قدیمی فرهنگ و موانع زبان، عادت کردن به سرعت و فلسفهٔ زندگی در آمریکا نیازمند زمان است و این که هر مرد یا زن، طیف زمانی خود و شیوۀ تطبیق با جامعهٔ جدید را دارد.
روحانی دربارهٔ جامعۀ همواره در حال رقابت این کشور میگوید: «ما همگی استعدادهای بی نظیریی را عرضه می داریم. هنر این است که بدانیم چه چیز سبب وجود چنین ویژگی در ما می شود و بتوانیم بر آن اساس سرمایه گذاری کنیم. »
زندگی در آمریکا، روحانی را قادر ساخته است تا خود را به عنوان یک فرد مطرح سازد و به عنوان یک هنرمند رشد کند. او توضیح می دهد که: «آمریکا، فضای کافی در اختیار شما می گذارد تا به دورترین حدی که استعدادتان شما را می برد، بروید. این کشور مطمئنا بیش از هر جامعهٔ دیگری که من می شناسم این امکان را به شما میدهد. به نظر من جامعهٔ آمریکا این کار را می کند چون تقریبا با آگاهی، گذشتهٔ شما را نادیده می گیرد. شما آن کسی هستید که می خواهید باشید و جامعه در این جا، چنین جرأتی را پاداش میدهد. البته جنبهٔ منفی این مسئله آن است که خطر شکست همواره وجود دارد. اما آن هم بخشی از چالش است. چینی ها، نمادی برای فرصت دارند که مشابه علامت خطر است. این توصیف خوبی از فلسفهٔ آمریکا هم هست.»
البته روحانی تلاش کرده است تا میراث ایرانی خود را حفظ کند. او بر این باور است که آمریکایی بودن و در عین حال ایرانی بودن خیلی دشوار نبوده است «چون این دو، کاملا با یک دیگر سازگار هستند.» این سخن توضیحی است برای این که چرا افراد ایرانی- آمریکایی این چنین از ملیت های موفقی بودهاند و بخش بسیار مهمی از این کشور، متشکل از مردم گوناگون، را تشکیل داده اند.
او میگوید: «جالب است که وقتی ما به ویژگی های شخصیتی ایرانی ها و آن چه که آمریکا بر آنها ارزش می گذارد نگاه میکنیم، می بینیم که آنها تقریبا یکسان هستند. ’اصول اخلاق کاری پروتستانها‘ آن گونه که این جا از آن نام برده می شود، میتواند اصول اخلاق کاری ایرانی نامیده شود. این مایهٔ افتخار من است که این حقیقت در مورد موفقیت افراد ایرانی- آمریکایی هر روز صحت این سخن را به اثبات می رساند. »
روحانی در حالی که چندین جایزه و امتیاز ویژه هم در اروپا و هم در ایالات متحده دریافت کرده است، مانند بورس A.K.M در اطریش و بورس ASCAP در لس آنجلس، تلاش کرده است تا در برابر آن، به اجتماع خود خدماتی ارائه دهد. او بالاترین استاندارد موسیقیدان بودن را به عنوان «گواهی بر معنای تعلیم و تربیت ایرانی من» حفظ کرده است.
روحانی مایهٔ افتخاری برای ایرانیان پراکنده، به ویژه افراد ایرانی آمریکایی است، چرا که او ثابت کرده است که نمونه ای است از آن چه که در عین حفظ میراث فرهنگی و شرف یک فرد، می توان انجام داد. او وقت و استعداد خود را در اختیار اهداف غیرانتفاعی در اجتماع قرار داده است و مصمم به اجرای کنسرتی مجانی و یا کنسرتی برای گردآوری اعانه در هر سال است.
توصیهٔ او به سایر ایرانی آمریکاییها این است که: «همواره برای بالاترین استانداردهای حرفه ای که استعدادهای خدادادی شما اجازه میدهد، کوشش کنید و آنها را حفظ کنید. »
شهرداد روحانی در سال 2001 بعد از یک غیبت طولانی، از سوی انجمن موسیقی ایران دعوت شد تا به ایران سفر کند. او با بسیاری از آموزگاران قدیمی خود، آنهایی که در دوران دانش آموزی او در تهران برایش بسیار اهمیت داشتند، دیدار کرد. روحانی با ارکستر فیلارمونیک تهران که در حدود 80 سال پیش تأسیس شد ولی از زمان انقلابِ 1979 فعالیت کاملی ندارد، به اجرای موسیقی پرداخت. او به شاگردان مشتاق و علاقه مندی آموزش داد که بسیاری از آنان زن بودند. تا جایی که به موسیقی حرفه ای کلاسیک در ایران مربوط میشود، همه چیز متوقف شده است و بنابراین روحانی هر تابستان که به ایران می رفت با بردن نت و آموزش رهبری ارکستر برای دانش آموزانش، سهم خود را انجام می داد.
روحانی مدتی را که در ایران بود همچنین به عنوان رهبر ارکستر میهمان فعالیت کرد و کنسرت هایی برگزار نمود: «یادم میآید ما پنج روز پشت سر هم اجرای کنسرت داشتیم. فروش بلیط از 2 بعد از ظهر شروع شد. طی یک ساعت همهٔ بلیط ها به فروش رفت. آنها درخواست داشتند تا اجرای برنامه چند روز دیگر نیز ادامه یابد که چنین شد. من سفرم به ایالات متحده را به تعویق انداختم تا بتوانم بمانم و خواستهٔ آنها را به انجام رسانم.
او بسیاری از قطعات کلاسیک را در تالار رودکی، سالن کنسرت مشهور تهران، اجرا کرد اما کارهای آهنگسازان بزرگ آمریکایی مانند لئونارد برنشتاین[12] و جان ویلیامز[13] را نیز معرفی نمود. بیش از پنج هزار نفر در برگزاری این کنسرتها حضور پیدا کردند و کسانی که نتوانستند در تالار بنشینند، بیرون ایستادند و به گونه ای از موسیقی گوش سپردند که برای مدتی طولانی نشنیده بودند. اجرای موسیقی او در بیشتر روزنامه های اصلی ایران مورد ستایش قرار گرفت و تأثیری ماندگار بر همهٔ کسانی گذاشت که در آن کنسرت ها حضور داشتند.
روحانی در مدتی که در ایران اقامت داشت، کاری بیسابقه نیز انجام داد: او و همکارانش کنسرتی برای دانشجویان دانشگاه با بلیط نیم بها اجرا کردند تا آنها هم بتوانند به کنسرت بیایند. آقای روحانی باز هم به ایران بازگشته است اما نه برای اجرای موسیقی. در این میان شور و شوق از بین نرفته است. او همچنان تلفن ها و ایی مِیل های زیادی از سوی دانشجویان مشتاق دریافت می کند که از او میخواهند برای تدریس و اجرا به ایران بازگردد.
او می گوید: «آرزو دارم بتوانم در شرایط مساعد به اجرای موسیقی بپردازم چرا که اگر بتوانم وقت خود را به هموطنانم بدهم و آن چه را که در سرزمین پدری یاد گرفتم، تعلیم دهم، این بهترین موهبت خواهد بود. من شاهد شور و شوق زیادی از سوی دانشجویان بودم، همچنین استعدادهایی بزرگ، ولی حداقل تسهیلات برای یادگیری را نیز دیدم. یکی از روزهایی که ما مشغول تمرین بودیم من اصرار داشتم که دانشجویان بخش موسیقی را دعوت کنیم تا آنها بتوانند ما را در حال تمرین ببینند و آموزش مستقیم داشته باشند. آرزو دارم دوباره برگردم و زمانی را با این موسیقیدان های بی نظیر، جوان و با استعداد بگذرانم. »
او هنگامی که در ایران به سر می برد با علیرضا عصار خوانندهٔ محبوب ایرانی نیز کار کرد. آنها با یکدیگر سبک های غربی را با موسیقی کلاسیک ایرانی آمیختند و به همراه آن از اشعار عارف مشهور قرن پانزدهم، جلال الدین رومی، و اشعار شاعر قرن بیستم، احمد شاملو نیز استفاده کردند. نتیجهٔ کار، لوحی فشرده به نام راز گشوده[14] بود که بهترین موسیقی شرقی و غربی را در یک دیگر می آمیزد.
شهرداد در حال حاضر مشغول رهبری چندین ارکستر بینالمللی است. او همچنین در حال آماده کردن و ساختن موسیقی برای خود و نیز براساس دریافت سفارش است. او دلیل موفقیت حرفه ای خود را کار و تلاش زیاد می داند. خانوادهٔ سلطنتی تایلند به دلیل شهرت و استقبال جهانی از روحانی، به او سفارش ساخت یک لوح فشردۀ موسیقی مخصوص به مناسبت هشتادمین سالگرد تولد پادشاه این کشور را دادند. این جشن که در دسامبر 2007 برگزار شد همچنین شصتمین سال سلطنت پادشاه را نیز گرامی می داشت که طولانی ترین پادشاهی در جهان است.
کار روحانی در این لوح فشرده برای چنین مراسمی براساس موسیقی ای بود که او با ارکستر فیلارمونیک لندن رهبری کرده بود.
شهرداد روحانی شهرت جهانی کسب کرده است و تبدیل به یکی از موفقترین رهبران و تنظیم کنندگان آهنگ در دنیای موسیقی معاصر شده است. سبک او که می توان آن را «عصر جدید» خواند بسیار اصیل و حتی بی همتا است. او استادی بزرگ، ماهر در جنبه های گوناگون موسیقی و قادر به آهنگ سازی در سبک های مختلف است. او همچنین در سراسر دنیا برای رهبری موسیقی فیلم شهرت دارد. او در طول دوران حرفه ای خود دستاوردهای زیادی کسب کرده است اما اکنون بیشتر وقت خود را به عنوان رهبر ارکستر میهمان صرف می کند.
او می گوید: «من همیشه عاشق موسیقی بودهام، از کودکی، اما فقط دوست داشتن موسیقی کافی نیست. شما باید بدانید که موسیقی به کجا می رود؛ موسیقی فقط احساسات و هنر نیست، علمی است که آن را نیز باید بیاموزید.»
Basil .1
UCLA .2
Conductor of the Arts - COTA .3
Meet the Composer .4
Henry Mancini .5
Mehta .6
Tenors 3 .7
Acropolis concert .8
Yanni .9
Parthenon .10
Pikanes .11
Leonard Bernstein .12
John Williams .13
Open Secret .14





