![]() |
![]() |
|
| انسانی شایسته ی بهترین تقدیر ها ... |
|
•پس در واقع طولانى ترين دوره همكارى شما با منچينى بوده است. با جان ويليامز چقدر ارتباط داشتيد؟ من در زمان دانشجويى در كاليفرنيا قطعه اى نوشته بودم به نام «فانتزى براى ترومپت و اركستر سمفونيك» كه يك كپى از آن را به ويليامز دادم و ايشان نظر بسيار مثبتى روى اين قطعه داشت. من از موسيقى جان ويليامز بسيار لذت مى برم، چون قدرت عجيبى در ساخت موسيقى تصويرى دارد. البته گاهى به او ايراد مى گيرند كه آثارش شبيه به هم است، ولى من اين ايراد را قبول ندارم. زيرا در واقع كارگردانان و تهيه كنندگان از او مى خواهند كه با تم هاى مشابه موسيقى بنويسد، اما اگر تمام آثار ايشان را مطالعه كنيد، مى بينيد در ضمن آنكه آثار وى كاملاً با يكديگر متفاوت است، در عين حال مى توانيد بفهميد كه آهنگساز اين آثار ويليامز است. زيرا ويژگى هاى مشترك بسيار دارد.
البته من واقعاً قطعات را با اين معيار انتخاب نمى كنم. اما به هر حال آغاز و پايان قطعه مهمترين بخش يك اثر است. ضمن آنكه شايد همين قطعه اى كه ما اجرا مى كنيم در اجراى ديگرى پايان قطعه آن حجم صدايى را نداشته باشد. چون در موسيقى تمام حالت ها نسبى است. اجراى فورته استانداردى ندارد. رهبر اركستر آزاد است و اركستر هم از رهبر تبعيت مى كند. مهم اين است كه كادانس آن تاثير را در شنونده گذاشته باشد و همان طور كه مى گوييد احساس كند كه سالن مى لرزد. اين هدف من است و خوشحالم كه شما هم چنين احساسى را دريافت كرديد. البته من محدوديت هايى از جمله شرايط سالن را هم مدنظر داشته باشم. اگر سالن من شرايط بهترى داشت ديوارها به معناى واقعى كلمه مى لرزيد. چون هدف من اين بود.
• آقاى روحانى براى اجراى بعدى اركستر سمفونيك تهران آيا از الان فكر كرده ايد كه چه قطعاتى را براى اركستر انتخاب خواهيد كرد؟ البته حتماً يك قطعه موسيقى فيلم خواهيد داشت...
از ساعت دو تا پنج بعدازظهر مى بايد با آن اركستر براى اولين و آخرين بار تمرين مى كرديم آن هم قطعاتى كه من مى شناختم ولى اركستر نمى شناخت. ساعت ۸ يا ۹ شب كنسرت اجرا مى شد و ما بعد از پايان كنسرت حدود ساعت ۱۲ نيمه شب مجدداً سوار اتوبوس مى شديم و به سمت شهر بعدى كه حدود شش يا هفت ساعت از ما فاصله داشت حركت مى كرديم. در واقع من بايد اركستر را ظرف ۵/۲ ساعت آماده مى كردم. البته براى من تجربه خيلى خوبى بود و تعداد بسيارى از اين قطعات در كنسرت آكروپوليس اجرا شد اما تماماً قطعاتى بود كه يانى ساخته بود و من تنظيم كرده بودم. اين تور بهترين مدرسه بود كه رهبر اركستر را در يك كوران كارى قرار مى داد. من در اين تور توانستم توانايى هاى خود را نه فقط به عنوان رهبر اركستر بلكه به عنوان تنظيم كننده قطعات نوازنده ويولن و پيانو و آهنگساز نشان دهم.
به جرات مى توانم بگويم كه ۹۰ درصد رهبران اركستر امروز شايد نوازنده خوبى نباشند و ۹۵ درصد آنان آهنگسازى نمى كنند. فاصله بين كنسرت آكروپوليس و كنسرت چين و تاج محل حدود چهار سال بود كه من در اين مدت راه خودم را جدا كرده بودم و به دليل تعهداتى كه داشتم همكارى مجدد را قبول نكردم و يك رهبر آمريكايى _ ارمنى را كه در تورهاى قبلى به عنوان مايستر اركستر انتخاب كرده بودم به يانى معرفى كردم.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 16:18 MP مهدی پناهی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
" به نام خدا "
این وبلاگ به رویدادها و اخبار پیرامون استاد شهداد روحانی میپردازد. اگر دوستان اطلاعاتی در این رابطه دارند لطفا با این وبلاگ در میان بگذارند. با تشکر مهدی پناهی |
| پیوندهای روزانه |
|
شهرداد روحانی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 شهریور 1388 تیر 1388 دی 1387 بهمن 1386 آبان 1386 تیر 1386 خرداد 1386 فروردین 1386 |
| پیوندها |
|
بلاگفا سل انجمن دوستداران ایران موسیقی برای موسیقیدان هنر و موسیقی گفتگوی هارمونیک جرس |
|
RSS
|