تبليغاتX
شهداد روحانی - مصاحبه
انسانی شایسته ی بهترین تقدیر ها ...
 

•پس در واقع طولانى ترين دوره همكارى شما با منچينى بوده است. با جان ويليامز چقدر ارتباط داشتيد؟
من به موسيقى جان ويليامز بسيار علاقه مند بودم. به همين دليل تمام آثارش را تهيه كردم و آن موقع متوجه شدم كه جان ويليامز فقط آهنگساز فيلم نبوده و قطعات سمفونى، كنسرتو و قطعاتى براى پيانو نوشته و حتى يك كنسرتو براى ويولنسل و اركستر نوشته كه «يويوما» يكى از بزرگترين نوازندگان ويولنسل دنيا قطعه ايشان را اجرا كرده است.


 من در زمان دانشجويى در كاليفرنيا قطعه اى نوشته بودم به نام «فانتزى براى ترومپت و اركستر سمفونيك» كه يك كپى از آن را به ويليامز دادم و ايشان نظر بسيار مثبتى روى اين قطعه داشت. من از موسيقى جان ويليامز بسيار لذت مى برم، چون قدرت عجيبى در ساخت موسيقى تصويرى دارد.


 البته گاهى به او ايراد مى گيرند كه آثارش شبيه به هم است، ولى من اين ايراد را قبول ندارم. زيرا در واقع كارگردانان و تهيه كنندگان از او مى خواهند كه با تم هاى مشابه موسيقى بنويسد، اما اگر تمام آثار ايشان را مطالعه كنيد، مى بينيد در ضمن آنكه آثار وى كاملاً با يكديگر متفاوت است، در عين حال مى توانيد بفهميد كه آهنگساز اين آثار ويليامز است. زيرا ويژگى هاى مشترك بسيار دارد.



•من طى چهار دوره اجراى شما با اركستر سمفونيك تهران متوجه شده ام كه شما بيشتر قطعاتى را انتخاب مى كنيد كه كادانس و پايان قطعه پرطمطراق بوده و حجم صدايى آنقدر زياد است كه واقعاً سالن را به لرزه درمى آورد. شايد البته دو استثنا هم باشد و قطعات آداجيوى باربر و موسيقى فيلم نجات سرباز رايان كه در اولين و سومين همكارى تان با اركستر سمفونيك تهران اجرا كرديد از اين كليت مستثنا است.

البته من واقعاً قطعات را با اين معيار انتخاب نمى كنم. اما به هر حال آغاز و پايان قطعه مهمترين بخش يك اثر است. ضمن آنكه شايد همين قطعه اى كه ما اجرا مى كنيم در اجراى ديگرى پايان قطعه آن حجم صدايى را نداشته باشد. چون در موسيقى تمام حالت ها نسبى است.


اجراى فورته استانداردى ندارد. رهبر اركستر آزاد است و اركستر هم از رهبر تبعيت مى كند. مهم اين است كه كادانس آن تاثير را در شنونده گذاشته باشد و همان طور كه مى گوييد احساس كند كه سالن مى لرزد. اين هدف من است و خوشحالم كه شما هم چنين احساسى را دريافت كرديد.


 البته من محدوديت هايى از جمله شرايط سالن را هم مدنظر داشته باشم. اگر سالن من شرايط بهترى داشت ديوارها به معناى واقعى كلمه مى لرزيد. چون هدف من اين بود.


• آقاى روحانى براى اجراى بعدى اركستر سمفونيك تهران آيا از الان فكر كرده ايد كه چه قطعاتى را براى اركستر انتخاب خواهيد كرد؟ البته حتماً يك قطعه موسيقى فيلم خواهيد داشت...
دقيقاً نمى توانم بگويم چون اركستر هم اكنون در حال تغيير و تحول است ولى در نظر دارم كه يك كنسرت را فقط به اجراى موسيقى فيلم اختصاص بدهم.



•با اخبارى كه طى سال هاى اخير از شما شنيده ايم فكر مى كنم كه ديگر مايل نيستيد تجربه مجددى با «يانى» آهنگساز يونانى داشته باشيد. به خاطر دارم كه مى گفتيد كنسرت آكروپوليس اگرچه تجربه بسيار موفقى بود اما شما به دليل تنظيم و بازنويسى قطعات يانى بسيار به زحمت افتاديد.
اينكه يانى اصولاً با دانش آهنگسازى بيگانه بود چندان مهم نبود اما آنچه كه مرا از تكرار اين همكارى بازداشت وقت گير بودن آن بود. رفتن به تور يعنى آنكه حداقل شش ماه براى آماده كردن قطعات وقت صرف شود چون تنظيم قطعات هم همان طور كه مى دانيد به عهده من بود و نوشتن آنها مرا از كارهاى مورد علاقه ام باز مى داشت. مثل بودن با خانه و خانواده، كاركردن با اركستر سمفونيك تهران يا رفتن به اركسترهاى ديگر به عنوان رهبر مهمان.



•اما امروز كه ۱۰ سال از آن برنامه مى گذرد اين همكارى را چگونه مى بينيد؟
تجربه بسيار خوبى بود. يادم هست كه حدود دو سال پيش از كنسرت آكروپوليس و حدود سال ۱۹۹۲ تورى براى سرتاسر آمريكا داشتيم و ۵۲ كنسرت در ۵۲ شهر و با ۵۲ اركستر ظرف ۶۰ روز اجرا كرديم. دشوارترين كار اين بود كه بايد با ۵۲ اركستر كار مى كردم. ما حدود ظهر به شهر مى رسيديم.


 از ساعت دو تا پنج بعدازظهر مى بايد با آن اركستر براى اولين  و آخرين بار تمرين مى كرديم آن هم قطعاتى كه من مى شناختم ولى اركستر نمى شناخت. ساعت ۸ يا ۹ شب كنسرت اجرا مى شد و ما بعد از پايان كنسرت حدود ساعت ۱۲ نيمه شب مجدداً سوار اتوبوس مى شديم و به سمت شهر بعدى كه حدود شش يا هفت ساعت از ما فاصله داشت حركت مى كرديم.


در واقع من بايد اركستر را ظرف ۵/۲ ساعت آماده مى كردم. البته براى من تجربه خيلى خوبى بود و تعداد بسيارى از اين قطعات در كنسرت آكروپوليس اجرا شد اما تماماً قطعاتى بود كه يانى ساخته بود و من تنظيم كرده بودم. اين تور بهترين مدرسه بود كه رهبر اركستر را در يك كوران كارى قرار مى داد. من در اين تور توانستم توانايى هاى خود را نه فقط به عنوان رهبر اركستر بلكه به عنوان تنظيم كننده قطعات نوازنده ويولن و پيانو و آهنگساز نشان دهم.

 

به جرات مى توانم بگويم كه ۹۰ درصد رهبران اركستر امروز شايد نوازنده خوبى نباشند و ۹۵ درصد آنان آهنگسازى نمى كنند. فاصله بين كنسرت آكروپوليس و كنسرت چين و تاج محل حدود چهار سال بود كه من در اين مدت راه خودم را جدا كرده بودم و به دليل تعهداتى كه داشتم همكارى مجدد را قبول نكردم و يك رهبر آمريكايى _ ارمنى را كه در تورهاى قبلى به عنوان مايستر اركستر انتخاب كرده بودم به يانى معرفى كردم.


•آقاى روحانى به عنوان آخرين سئوال شما پنجمين دوره همكارى با اركستر سمفونيك تهران را به پايان برديد. درباره اركسترى كه از سال ۱۳۲۲ تاسيس شده و تا امروز خود را كشانده چه نظرى داريد؟
بله اين اركستر سال ۱۳۲۲متولد شده است اما اركستر سمفونيكى كه در محل سكونت من - شهر لس آنجلس- فعاليت مى كند از اين اركستر جوان تر بوده ولى در همين عمر كوتاه خود بسيار خوب كار كرده چون از حمايت دولت بهره برده اما اركستر سمفونيك تهران ظرف همين چهار سال خيلى پيشرفت كرده و با يك برنامه ريزى صحيح مى تواند در مدت بسيار كوتاهى به يكى از اركسترهاى مطرح قاره آسيا تبديل شود زيرا نوازندگان توانا، بااستعداد و علاقه مند هستند.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 16:18  MP مهدی پناهی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
" به نام خدا "

این وبلاگ به رویدادها و اخبار پیرامون استاد شهداد روحانی میپردازد.
اگر دوستان اطلاعاتی در این رابطه دارند لطفا با این وبلاگ در میان بگذارند.

با تشکر مهدی پناهی

پیوندهای روزانه
شهرداد روحانی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
شهریور 1388
تیر 1388
دی 1387
بهمن 1386
آبان 1386
تیر 1386
خرداد 1386
فروردین 1386
پیوندها
بلاگفا
سل
انجمن دوستداران ایران
موسیقی برای موسیقیدان
هنر و موسیقی
گفتگوی هارمونیک
جرس
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان